العلامة المجلسي
734
حياة القلوب ( فارسي )
گفت : خدا مىفرمايد آن گاوى است كه نه فارض باشد ونه بكر - وفارض آن است كه نر بر آن جهانيده باشند وآبستن نشده باشد ، وبكر آن است كه هنوز نر بر آن نجهانيده باشند - بلكه در ميان اين دو حال باشد . گفتند : سؤال كن از پروردگار خود تا بيان كند به چه رنگ باشد ؟ فرمود : خدا مىفرمايد آن بقرهاى است زرد كه زردى آن نيكو باشد ومسرور گرداند نظر كنندگان را . گفتند : دعا كن بيان فرمايد براي ما كه چه صفت دارد آن بقره ؟ فرمود از جانب خدا كه : آن بقرهاى است كه كار نفرموده باشند به شخم زدن زمين ونه به آب دادن زراعت ، واز اين عملها آن را معاف كرده باشند ومسلّم از عيبها باشد كه عيبى در خلقت آن نباشد وغير رنگ اصلش رنگ ديگر در آن نباشد . گفتند : الحال آوردى آنچه حق وسزاوار بود در وصف بقره ، اين گاو مال فلان مرد است - يعنى گاوى كه آن مرد به پسر خود بخشيده بود به پاداش نيكى أو - ، چون به نزد آن پسر رفتند كه بخرند گفت : نمىفروشم مگر به آنكه پوستش را براي من پر از طلا كنيد ! پس به نزد موسى آمده گفتند چنين مىگويد . فرمود : شما را چارهاى نيست جز خريدن آن ، مىبايد همان گاو كشته شود ، به آنچه مىگويد بخريد . پس آن گاو را به همان قيمت خريدند وكشتند وگفتند : اى پيغمبر خدا ! الحال چه كنيم ؟ حق تعالى وحى فرستاد به موسى عليه السّلام كه : بگو به ايشان كه بعضي از آن گاو را بر آن مقتول بزنند وبپرسند كي تو را كشته است ؟ پس دم آن گاو را گرفته بر آن زدند وپرسيدند : كي تو را كشته است ؟ گفت : فلان پسر فلان ، يعنى آن پسر عمى كه به دعوى خون أو آمده بود « 1 » . در حديث صحيح از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه : شخصي از بني إسرائيل
--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 49 .